طی قراری که با سرکار خانم دکتر بهاره آروین گذاشته بودیم قرار بر این بود که اگر نتیجه انتخابات آنطور که ایشان پیش بینی کرده بودند نشد و مهندس میر حسین برنده شد که ایشان کتاب هدیه بدهند ولی اگر آنطور که ایشان پیش بینی کرده بودند آقای احمدی نژاد برنده شد بازنده ها باید علل این شکست را در مقاله ای 300 کلمه نوشته و برای ایشان ارسال کنند.
بنابراین بنده نیز دست به قلم شدم و مقاله حاضر برای ایشان ارسال گردد.
االوعده وفا
خدمت سرکار خانم دکتر بهاره آروین
با سلام و عرض ادب
طبق قراری که گذاشته بودیم قرار بود در صورت انتخاب آقای احمدی نژاد کسانی که موافق پیش بینی شما نبودند مقاله ای 300 کلمه ای بنویسند.
به حضور تقدیم می گردد.
علل شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم
طبق توافق و پیش شرطهای گذاشته شده از پرداخت به سه عامل پرهیز می گردد.
پرواضح هست که برخلاف ادوار قبلی در این دوره اکثریت خاموشی وجود نداشت، نقش آقای خاتمی را هم چندان موثر در این شکست نمی بینم و در آخر بر این باور هستم که اگر تقلبی هم صورت گرفته باشد آنچنان تاثیر گذار نبوده که بخواهد موجبات تغییر سرنوشت انتخابات را فراهم کرده باشد.
بنابراین می بایست علل این شکست سهمگین و شوک برانگیز را در جای دیگری بیابیم
به باور بنده از فردای شبی که آقای احمدی نژاد در مقابل چشمان چند ده میلیون نفر بیننده داخلی و خارجی دست به افشاگری زد ایران وارد عرصه جدیدی ار تارخ معاصر خود شد.
آن شب را هیچگاه فراموش نخواهم کرد و می دانم از آن داستانهایی در آینده نقل جمع های خودمانی و می شود و حتی پدربزرگها هم برای نوه های خود تعریف می کنند و آنها را احتمالا ارجا می دهند به سایت هایی از جمله یوتوپ برای دیدن صحنه های واقعی آن، بله چهارشنبه شب 13 خرداد 88 ساعت از ده و نیم گذشته بود که چند صد میلیون جفت چشم چنان به این صفحه عجیب غریب رنگی خیره شده بودند که حتی حاضر بودند هر صدایی را در اطراف خود در جا خفه کنند حتی اگر صدای نق نق و گریه زاری نوزادی باشد، آن شب برهنه ترین مناظره تاریخ ایران زمین از رسانه ملی از زبان رئیس جمهور قانونی بیش از هفتاد میلیون ایرانی در حال پخش شدن بود.
دهان های تا حلق نمایان باز بود و چشمان از حدقه درآمده نمی توانستند آن چه را که می دیدند و می شنیدند باور کنند، نام سرشناس ترین سیاستمدار ایرانی و به قولی ثروتمند ترین فرد حال حاظر ایران به عنوان یکی از مظاهر مفاسد اقتصادی از زبان به بیرون جهید و بهت و حیرت را به اوج خود رساند رقیب چنان غلفلگیر شده بود که کلمات به زور از دهانش خارج می شد، صدای ضربان تند و ناگهانی قلبش را می توانستی بشنوی.
باید اعتراف کنم که آن شب گمان می بردم که محمود احمدی نژاد با این حرکت ناشیانه خود دست به یک "خود کشی سیاسی" زده است و این به خاطر باوری بود که اردوگاه اصولگرایان از ظهور یکباره میرحسین و فزونی گرفتن شیب محبوبیت وی در بین آحاد مردم به ترس و لرزه افتاده بودند نشات گرفته است که آنها را مجاب به بازی "همه یا هیچ" کرده بود.
واقعیت آن است که نمی دانم و مطمئن نیستم که تصورم از ترس و لرز آنها در آن برهه زمانی به واقعیت نزدیک بود یا خیر ولی هرآنچه که بود مشخص شد که استراتژی درست و دقیقی را چنان ظریف طراحی کرده بودند که از پیروزی خود کاملا آگاه بوده گواه بنده هم نتیجه انتخابات به خاطر حس عمومی ضد هاشمی رفسنجانی هست که از آن به بعد در بین مردم بیشتر بروز کرد و همه اینها به خاطرتحلیل دقیق و درستی بود که از نفرت مردم نسبت به مفهموم "اشرافیگری" و ساختن بتی از هاشمی به عنوان سمبل آن کرده بودند هر چند که این مهم از حلقه بسته مشاوران وی خیلی بعید به نظر می رسید
آنها عمیقا توده مردم را شناخته بودند و توانسته بودند با مکانیزمهای مختلفی به آنها نزدیک شده و خود را به عنوان ناجیان موعود و گوش شنوایی معرفی کنند که اگر جایگزین شوند تمام داشته های این چهار سالشان به باد فنا می رود جالب آنکه هرچه از جامعه شهری دور می شویم و به روستاهای دور افتاده تر می رویم این حس عمیق و رابطه تنگاتنگ بین مردم و دولت نهم بیشتر به چشم می آید و وقتی بخواهید با مردمان آن دیار همسخن شوید بالاجبار باید پای سخنان عوام فریبانه چندش آور و تهوع زایی باشید که از زبان یک کشاورز یا یک روستایی بر می آید که دنیایی به جز تامین کود شیمیایی و سم و چند هکتار زمین زراعی نگرانی دیگری ندارند.
گذشته از سوالات و ابهامات عوامانه ریز و درشتی که طی چند روز گذشته ذهن تمام اصلاح طلبان و طرفدارانش را به خود جلب کرده بهتر است با فاصله گرفتن از آنها مسیر را برای رسیدن به شناختی دقیقتر و جامع نگرتر باز نگه داریم.
پس از این مقدمه نسبتا طولانی نقاط قوت دولت نهم و نقاط ضعف اصلاح طلبان مورد کنکاش قرار میگیرد
نقاط قوت اصولگرایان
-دوره چهارساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد
-غلبه جامعه توده وار سنتی و کمترآگاه نسبت به قشر تحصیل کرده و روشنفکر
-تبیین اصول گرایی برابر است با حفظ ارزشها و سنتها و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی دشمنان و استکبار جهانی
-باور پذیری اکثریت توده جامعه از اقدامات بی نظیر و بی همتای دولت نهم و عدالت خواهی آن در چهارسال گذشته
-تبیین ایستادگی دولت نهم در مقابل رانت خواران و مفسدان اقتصادی
-تحسین توده مردم عامی از شجاعت و جسارت در افشای نام هاشمی رفسنجانی و فرزندانش
-دو دور سفرهای استانی دولت نهم و القای حس مردمی بودن آن و تمایز آن با دولت های قبلی
-رسیدگی به نامه های مردمی سفرهای استانی و تخصیص وام های 50 و 100 هزارتومانی به همه آنها
-در انحصار بودن رسانه ملی در دست دولت نهم
-حمایت بی چون و چرای روزنامه های ایران، کیهان، و غیره
-استقاده حد اکثری از تمام ظرفیت های و توانمندی های تشکیلاتی و رسانه ای
-داشتن حمایت حداکثری مجلس
-حمایت تلویحی آقای خامنه ای به عنوان رهبر نظام و ولایت فقیه
-خنثی بودن و یا مثبت جلوه دادن نقاط ضعف فاحش دولت نهم به عنوان پروژه تخریب از طرف مخالفان و مظلوم بودن دولت نهم در مقابل تهمت ها و هجوم انتقادها
نقاط ضعف جبهه اصلاح طلبان
-در حداقل بودن قشر تحصیل کرده و روشنفکر جامعه و عدم تاثیر گذاری آنها بر توده بی اطلاع جامعه
-القای مفهوم اصلاح طلبی برابر با بی بندو باری،عبور از خط قرمز های سنتی و دینی و پایین آوردن سر تعظیم در برابر دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام
-نبودن تصویر روشن، دقیق، درست و تاثیر گذار از دو دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی
-رودست خوردن و غافلگیر شدن اصلاح طلبان در مقابل استراتژی رسوایی دانه درشت های مفاسد اقتصادی و جسباندن آن به هاشمی رفسنجانی جهت استفاده از حس نتفر مردم از اشرافی گری وی در مناظره تلویزیونی
-نداشتن زمان و فرصت کافی برای سفرهای استانی و عدم همراه شدن با مردم
-نداشتن حمایت مجلس
-ندانشتن استراتژی دقیق و حساب شده و کارآمد برای تاثیر گذاری بر اقشار مختلف مردم علی الخصوص روستا نشینان
مجموعه عواملی که در بالا ذکر شد می تواند به عنوان قسمتی از دلایل شکست سهمگین جبهه اصلاح طلبان در این دوره باشد که با توجه به آنها و تبدیل این تهدیدها به فرصت و استفاده بهینه از آن می توان چشم انداز روشنتری برای سیاست گذاری های انتخاباتی در سالهای آتی داشت.
نمی دانم 300 کلمه شد یا خیر!
با تشکر
3/4/88











