... سرايدار بود كه به در مي كوبيد صدا مي كرد معلوم بود كه خيلي نگرانه به همسايه ها مي گفت آقاي م ... دو روز هست كه بيرون نيامده، تازه متوجه شدم كه نزديك 48 ساعتِ كه خوابم، پس چرا من متوجه نشده بودم ، اصلا نميشد باور کرد اخه باز هم خوابم ميامد، اون احساس گنگ و مرموز شَرِشُ كم نكرده بود هنوز صداهي همهمه و پچپچ مبهم از پشت در مي آمد، همسايه هاي فضول دست بردار نبودند، نمي تونستم از جا بلندشم انگار كه هميشه اون زير بودم از بچگي اون زير بودم نميدونم كه نمي تونستم بيام بيرون يا نمي خواستم بالاخره ديدم اگر جواب ندم سرو كله پليس و از اين حرفا پيش مياد من هم كه از هر چه پليسِ متنفرم
خودم هم نمی دونم چم هست، یه خود درگیری از نوع سوم که مختص هزاره سوم و وقتی گریبان آدم و میگره دیگه به همین راحتی ها ول نمی کنه مثل هشت پا می افته به جون آدم مثل بوآ اول میبلعه بعد تو شکمش بدون اینکه خودت هم بفهمی نوش جان میشی علی رغم تمام پیشرفت های علمی هنوز این مشکل حاد به قوت خود باقیست و عرض اندام می کند و به ريش همه ما مي خنده. سرم درد ميكنه، از زير مخچه تير ميكشه تا كنار شقيقه هام بعد يه احساس عجيبي در بيني و سينوسهام پيدا ميشن اين اولين بار نيست كه به سراغم آمده، هميشه چراغها رو خاموش مي كنم و پرده ها رو ميكشم و ميرم مي افتم رو تخت دمر ميخوابم تا اوضاع عوض شه يادم مي ياد دفه اخر هفدهم ماه پيش بود كه هر كاري كردم ولم نكرد رفتم زير تخت تا خوابم ببره، 2 ساعت و خورده اي اون زير بودم چند لحظه سكوت كه يه دفه صداي تلق تلق در و شنيدم...
اين رمان جزو رمانهاي bildungsroman طبقه بندي مي شود.
bildungsromn اين مفهوم به دوره اي از جريان ادبي در اروپا خصوصا در آلمان در زمينه رمان تلقي مي شود كه از آن به "رمان آموزشي " " رمان فرم " ياد مي شود و اصولا به رماني اتلاق مي گردد كه به سرگذشت قهرمان داستان از كودكي تا بزرگسالي بپردازد. نمونه بارز آن مي توان به Joyce's Portrait of the Artist as a Young Man is a famous example و Great Expectations & bY Charles Dickens نام برد.
bildungsroman : German: ("novel of education" or "novel of formation") is a novel which traces the spiritual, moral, psychological, or social development and growth of the main character from (usually) childhood to maturity.
دميان سرگذشت پسري جوان به نام اميل سينكلر است رشد يافته از خانواده اي از طبفه متوسط كه از آن به " دنياي نور " ياد مي شود. سپس در ميان كتاب با همكلاسي مرموز وي ماكس دميان آشنا مي شويم كه برخواسته از نسليست كه از شورش در مقابل ايده هاي سطحي اين دنيا كه خوشبختانه به سوي شناخت خود گام برداشته است برآمده است.
اين كتاب تحت تاثير شديد كارل گوستاو يونگ (روانشناس و مبدا تحليل روانشناختي)(Psychoanalysis ) قرار گرفته است.
به گفته خود هسه اين رمان داستان فردگراييست به سبك يونگ كه به شناخت ضمير ناخودآگاه منجر مي شود.
برای درک این کتاب به دنبال نقد یا توضیحاتی گشتم و مطالب زیر را برای تنویر افکار خودم جمع آوری نمودم. سعی می کنم که ترجمه آن را نیز بیاورم.
Demian: The Story of Emil Sinclair's Youth is a Bildungsroman by Hermann Hesse, first published in 1919, but a prologue was added in 1960. In it, Emil Sinclair is a young boy who was raised in a bourgeois home described as a Scheinwelt, or world of light. Through the novel, accompanied and prompted by his mysterious classmate Max Demian, he descends from and revolts against the superficial ideals of this world, eventually awakening into a realization of self. The novel references concepts of Gnosticism, particularly the demiurge Abraxas, and shows the influence of Carl Jung's system of psychoanalysis. Hesse said the novel was a story of Jungian individuation, the process of opening up to one's unconscious.
The novel goes on to also discuss the parallel discoveries of self that occurs for the world as a whole. The entire world is a unit that must come to know itself, and its pattern is the same as that of the individual who lives within the world.
Demian was first published under the pseudonym "Emil Sinclair", the name of the narrator of the story, but Hesse was later revealed to be the author.
http://en.wikipedia.org/wiki/Demian
------------------------------------------------------------
Demian is a coming of age story, where huge issues boil below the surface: the notion of free will, religion, and homosexuality are all tackled.
It is a fable of 'spiritual growth', in which a docile boy (Emil Sinclair) from a middle class family, is growing up. As a boy, Sinclair views the world from within the walls of his home. His home represents all that is good, pure, innocent and holy. But, from an early age, he feels a constant inner conflict between this world (the "world of light") and the outside world (the "forbidden realm") which represents sin, loneliness, deceit, and insecurity. He ends up vacillating between both but not belonging to either. Hesse traces the turmoil of these childhood years through to late adolescence. As the victim of bullying, Emil turns to Max Demian, a friend, a guide, and a counsellor. Emil falls under the guiding influence of Demian, who tries to make him accept the world of petty crime and corruption at the expense of his normal family file
http://www.exclusivebooks.com/features/authors/hhesse.php?CID
همانطور كه به خودم قول دادم اين هم بخش دوم از كتاب "دميان"
همان كتاب صفحه ۱۱۲ ميان صفحه:
"بين خداشناسي و اهريمن صفتي را سازش بدهيد." اين سخن در درونم پژواك و طنين مي افكند. من آن پيوند را به ياد مي آورم. اين عقيده يا افكار را دميان در خلال گفت و گوهاي روزهاي آخر دوستي مان در سرم به وجود آورد.در آن هنگام دميان گفته بود كه در حقيقت ما خدايي داشتيم كه او را حرمت مي نهاديم ولي او نماينده يا معرف نيمي از دنيايي بود كه عمداً به دوپاره شده بود، يعني دنياي معتبر و مشروع "روشنايي". اما ما بايد بتوانيم به تمامي دنيا حرمت بگذاريم و به همين دليل يا بايد "يك" خدا داشته باشيم كه اهريمن نيز هم هست، يا بايد در كنار و همپاي پرستش خداوند آيين پرستش شيطان را هم به وجود بياوريم. بدين ترتيب ما آبراكساز خدا را داشتيم كه هم خداوند بود و هم اهريمن."
صفحه ۱۷۸
"و در پي آن روايت افرود: "عشق نبايد زاري و التماس كند. عشق بايد بتواند راه رسيدن به ايقان را بيابد. درست در آن هنگام است كه مجذوب نمي شود بلكه جذب مي كند. سينكلر، عشق شما مجذوب من شده است. هرگاه توانست مرا به سوي خود جذب كند، من نيز خواهم آمد. من هيچ هديه اي نمي دهم، مرا بايد به چنگ آورد."
وقتي در دوران دانشجويي كتاب كم نظير "سيذارتا" اثر اين نويسنده شهير را خواندم فهميدم كه بايد دامنه مطالعه را گسترش داد؛ هميشه شيريني آن رمان زير زبونم بود و دنبال فرصتي مي گشتم تا دوباره رماني ديگر از اين نويسنده را امتحان كنم تا اينكه تو همين چند وقت پيش راهم افتاد به حراجي هاي ميدان انقلاب و "دميان" را يافتم به قيمت 1200 تومان خريدم سپس آن را آرام آرام جويدم تا نكنه يه دفعه روده دل كنم، خوشمزه بود البته راحته الحلقوم نبود ولي به امتحانش مي ارزيد.(پيش خورمون باشه راستش چيز زيادي هم نفهميدم ولي گفتنش خيلي سخته هر چند من عاشق كتابهايي هستم كه آنها را نفهمم).
چيزي كه توجه من را جلب كرد پاراگرافي بود كه خواننده قبلي هم زير آن را خط كشيده بود همان كاري كه هميشه من انجام مي دهم.
انتهاي صفحه ۱۲۶ از چاپ دوم سال ۱۳۷۶ ترجمه عبدالحسين شريفيان
" اگر نژاد انساني از بين برود و فقط يك كودك عقب افتاده ي آموزش ناديده از آن برجاي بماند، اين كودك راه تكامل را از نو كشف مي كند، مي تواند خدا را بيافريند، و اهريمن و بهشت، فرامين يا فرايض ديني، و تمامي كتابهاي عهد عتيق و عهد جديد، و هر چيزي ديگري را، از نو بيافريند و بنويسد."
نظر شما چيه؟
البته چيز هاي ديگر هم بود كه قابل توجه باشه از قبيل:
در شماره بعد مي آيد.