بسه دیگه!
خب می رویم سر بحث اصلی و آن اینکه چرا یادگیری زبان اینقدی سخت است؛ آیا واقعا سخت است یا اینکه ما انجوری فکر می کنیم، اصولا دلایل اینکه سرعت یادگیری اینقدر کند است چیست و از این قبیل سوالات.
اینکه جودی گفت هرکی بخواهد بالاخره راهش را یاد می گیرد من مخالفم و علش هم این است که لزوما ما نمی توانیم هر چه را که خواستیم را راه رسیدن به آن را بیابیم " بی پیر خرابات مرو" داشتن یک مشاور و کسی که تا انتهای مسیر را رفته و برگشته باشد بسیار لازم و ضروری می نمایاند. "رفته وز آن بازگشتم می کند خمرش خمارت".
اصولا در دنیایی که سرعت حرف اول را می زند دیگه وقت و زمان برای پیمودن مسیر اشتباه وجود ندارد و تفاوت و کیفیت آدمها هم به همین نوع تصمیم گریشان در خصوص طی طریق در چه وادی و با چه معیارهایی مشخص می شود. چندین سال پیش شنیده بودم و شنیده می شد که هر فیلم یا کتاب ارزش دوبار نگاه کردن یا خواندن را دارد ولی در زمانه ای که با تایپ تنها یک کلمه در موتور های جستجو به میلیاردها سایت متصل می شوید که وقت باز کردن حداکثر ده یا بیست سایت را دارید کمتر فیلم و کتابی یافت می شود که حتی ارزش یکبار خواندن را داشته باشد. و این نکته بسیار ظریفی است. پس با این نتیجه می رسیم که اولین چیز انتخاب صحیح و به موقع است.
برگردیم به مطلب اصلی:
- تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم که اصلا چرا می خواهیم زبان یاد بگیریم
- آیا می دانیم که چه مدت زمان برای این کار نیاز دارد و آیا این زمان را در اختیار داریم
- با چه مکانیزمی می خواهیم این کار را به سرانجام برسانیم و آیا تمام مکانیزم ها را می شناسیم؟
- در چه شرایط سنی و موقعیتی هستیم و آیا خودمان را می شناسیم یعنی اینکه به توانایی ها و محودیتهای خویش واقفیم؟
- آیا دچار خوش بینی و بد بینی نشده ایم.
- مسیر را درست اتنخاب کرده ایم و اگر بر این اندیشه هستیم چه کسی آن را تایید می کند.
- آیا علاقه و انگیزه کافی در ما رشد کرده است
- و اگر چنین است همت و پشتکار لازم را در خود می بینیم که متناسب با مکانیزم تعریف شده و با توجه به زمان محدود خویش به جلو حرکت کنیم.
- آیا از منابع و امکانات لازم برخوردار هستیم و اساسا آنها را می شناسیم
- آیا توانایی گزینش بهترین منبع را با وضع موجود داریم؟
- ایا منابع مالی برای تامین منابع را در اختیاز داریم؟
- ..
- ...