تبليغاتX
بودن یا نبودن آیا مسئله به واقع این است؟

بودن یا نبودن آیا مسئله به واقع این است؟

 

     این که ساعت حول حوش ۷:۳۰ صبح موبایلت زنگ بخوره و یه خبر خوش بشنوی خیلی حال میده! این که تصور هر چیزی داشته باشی ولی خبر قبولی یه آشنا رو از زبان خودش شنیدن یه چیزه دیگس

     این که از پشت تلفن یه صدای خوشحال و خندان که نمی تونه این خوشحالیش حتی کمی هم پنهان کنه یا جلوی خودش بگیره و یه جورایی می خواد فریاد بزنه که آهای آدمایی که نمی تونین ببینیم و از حسادت داشتین دق می کردین الان دیگه وقتش که دق کنین چون چیزی که حقم بود و سال گذشته باید بهش می رسیدم بالاخره یافتم تا چشتون در بیاد من بالاخره فبول شدم.

قبول شدم  فبول می فهمی ق ب و ل ش د م

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:24  توسط هملت  | 

 

به نقل از خبرگذاری مادر عادل السلطنه که لحظاتی قبل به بنده واصل گردید:

امروز عادل خان بالاخره بعد از مشقتی فراوان و همتی بلند توانستند بر پاهای خود بیاستند این درحالیست که ایشان به تازگی ۹ ماهگی را پشت سر گذاشته و در میانه آن می باشند.

هر حرکت و پیشرفتی هر چند که برای دیگران ممکن است بی معنی و به دلیل پشت سر گذاشتن این مرحله خالی از جاذبه باشد ولی برای بنده و مادر عادل السلطنه همراه با ذوق و شعفی وصف ناشدنیست.

بسیار لذت بخش است که ببینی چگونه فرزندت به آهستگی بزرگ می شود .

 کوچکترین رشد و نموی برای خود تو باعث دگرگونی می تواند باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:17  توسط   | 

 

 ماهنامه اقتصاد ایران را که خدمت حضور آشنا هست دیروز که رفتم منزل دیدم که شماره جدید آن خسته و درمانده از راه رسیده بعد از گشودن پلاستیک آن در قسمت محفل که نظرات خوانندگان را به چاپ می رسد نوشته ای نظر بنده را به خود جلب کرد که در ذیل آن را می آورم.

 

خدمت دستندرکاران ماهنامه اقتصاد ایران

و جناب آقای سردبیر محترم

سلام،

حدود دوسالی می شود که نه تنها از نیمه گذشته ی هرماه مشتاقانه منتظررسیدن پستچی محله هستم تا مجله 90 صحفه ای عمدتا قرمز رنگ را که سریع از زیر در به داخل می اندازد را برداشته با حضی فراوان باز کنم  بلکه لذت خواندن آن را با بقیه اعضای خانواده به شراکت گذاشته آنها را نیز مبتلا به آن کرده ام اما این همه باعث نشد تا دغدغه و افسوس خود را در قالب موارد ذیل خدمتتان عرض ننمایم.

 

-         با توجه به کیفیت و کمیت خوب، مناسب، و در خور تقدیری که ماهنامه "اقتصاد ایران" از ابعاد مختلف با تلاشی مضاعف در طول سالیان متوالی کسب نموده است ولی به نظر می رسد که عامدانه دچار "رخوتی در خوب ماندن" شده و کاملا در مسیری مستقیم بدون قیام و قعودی و فراز و نشیبی در یک خط مستقیم به جلو در حرکت است؛ و به این وضعیت ثابت و ساکن راضی بوده و علاقه ای به حرکت از "خوب به عالی" در آن دیده نمی شود و از طرف دیگر نیز شورای سیاست گذاری نیز که از افراد فکور،اهل فن وهمگی ازاستادان بنام ایران می باشند  نیز  در این میانه بی تقصیر نمی نمایانند در این حین نمی توانم علل سیاسی را در این محافظه کاری نادیده انگارم(آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه)افسوس ینده از این است که با توجه به طیف گسترده و وسیع خوانندگان ماهنامه و ظرفیت متولیانش این محمل می تواند بسیار راه گشاتر و تاثیر گذارتر باشد.

 

-         در کنار این "رخوت در خوب ماندن" می بایست به عدم تنوع و طرح ابتکاری تازه ای با توجه به پتانسیل موجود در عرصه های "اقتصاد جهانی" و "اقتصاد ایران" اشاره کرد، هرچند که ماهنامه بسیار متنوع و دارای بخش های گوناگونی می باشد ولی عدم تغییر و تنوع نشانه خمودی است که حاکم بر فضای مجله شده است.

 

-         آگهی های رنگی گلاسه که حدود 25 تا 30 درصد ماهنامه 90 صفحه ای را به خود اختصاص داده است نشان از رویکرد دیگری است که از شان و منزلت ماهنامه کاسته و رنگ و بوی تجاری به آن می دهد(شایسته است یا از تعداد آن کاسته یا به نحوی طراحی گردند که در داخل ماهنامه عنصری نامطلوب به نظر نیایند؛ هر چند که برای بقاء ماهنامه شاید حیاتی می باشند)

 

-         با توجه با گاف های دولت نهم که در تمام زمینه ها و عرصه ها به وفور یافت می شود بالاخص شاهکارهای اقتصادی که در کمیت هرچه بیشترمصوبه های استانی و کشوری به منصه ظهور رسیده و به رخ مردم کشیده می شود و نقش بسزایی که در به هم ریختگی و نابسامانی اقتصاد روز ایران دارد لزوم پرداختن عمیق تر و وسیعتر به این تصمیمات عوام فریبانه را دوصد چندان نموده؛ تصمیماتی که در کوتاه مدت چنین وضعیت اسفباری را نصیب اقتصاد امروز ما آورده وای به حال فردای این آب و خاک.

 

-         وضعیت بغرنج کشاورزی ایران که همیشه گریبانگیر تصمیمات کوتاه مدت مدیران سیاست زده این بخش بوده است در کنارعدم استفاده از تجربیات موفق و ناموفق کشورهای دیگر دست به دست هم داده تا تصمیم سازان کنونی را به این نتیجه برساند که در این بخش مزیتی نداشته و بهتر است عطایش را به لقایش بخشیده و تنها به صنعت بپردازیم . حال به نظر نمی رسد که پرداختن به پتانسیل، مزایا، معایب، نقاط قوت و ضعف کشاورزی ایران اینقدر پیچیده، غامض و یا بی اهمیت بوده باشد که تا به حال هیچ شماره ای از ماهنامه به این مهم اختصاص نیافته و این مقوله از چشم ریزبین سیاست گذاران مجله به دور مانده باشد؛ برای بنده جای تعجب دارد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:26  توسط هملت  | 

 

     چند وقتیست که به خاطر محدودیت های کاری و غیره دان لود کم کرده ایم دان لود خونمان به شدت کاهش پیدا کرده که برای سلامتیمان به شدت مضر است

به دنبال راه حل می گردیم

     این دولت عدالتخواه هم که به فرموده اینگونه تشخیص داده اند که سرعت اینترنت لازم نیست کلا زیاد باشه هرچه کمتر بهتر آخه ما چی مون مثل دیگر کشور هاست که اینکی باشه ما چه نیازی به اینترنت ۱۰۰ مگا بایت در ثانیه داریم اصلا بر فرض هم که دادیم کی می تونه از این سرعت بالا استفاده کنه خلاصه که دیدیم حق با ایشان است پس عطایش را به لقایش بخشیدیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:17  توسط هملت  | 

 

     این که صبح ساعت ۶:۲۰ دقیقه با یه موزیک آرام از خواب بلند شی صبحانه میل کنی بعدش یه دوش بگیری؛ شیشه آب خنک را از یخچال برداری قورت قورت سر بکشی خیلی حال می ده (نگو بی ادب: آخه همه خواب بودن کسی نمی دید).

چقدر خوب می شد که ساعت کاری به جای ۸ از ۱۰ شروع می شد

چقدر حال می داد یه کم این تورم کمتر بود

مگه ما چه گناهی کردیم که باید هیجوقت روی آرامش و آسایش و برنامه ریزی همراه با امید به آینده ای روشن را نداشته باشیم

بگذریم؛

دیگه چه خبر ؟

وای حال آدم  به هم می خوره از این دیگه چه خبر  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 8:29  توسط هملت  | 

 

چرا من صبح ها اینقدر بداخلاقم وای خدای من یکی بیاد منو تحمل کنه

ای کاش این همکار بغل دستی من می دونست که چقدر نفرت دارم از اینکه صبح کله سحر چه حالی به من دست میده وقتی که می پرسه " خوب چه خبر" و این و تا ظهر چند بار تکرار می کنه هرچند که همکا بسیار خوب و لایقیه و من از این بابت خیلی خوش حالم که تنش های معمول در این جا جایی ندارد اصلا

از این بدتر دیگه نمی شده به هر قسمت که نگاه می کنی می بینی که با سرعت مافوق نور در تمام ابعاد و زمینه ها به طرف قهقرا در حال پیش روی هستیم

دیگه چی

دیگه اینکه دوستان دیگه خیلی کم کار شدن در امر آپدیت وبلاگ

جرا حتما دلیلی داره برای خودش دیگه با این وضعیتی که ما در آن خوابمان برده دیگه بهتر از این نمی شه

راستی این ماه دولت کریمه مرحمت نمودند و مارا از پرداخت آب بهای مصرفی معاف کردند از بس که ما کم آب مصرف می کنیم

البته یه موضوع جالب و کمی خنده دار اینکه به دلیل اینکه آب کم مصرف می کنیم ماموران محترم چند بار مظنون شده و کنتر آب را از بابت اینکه نکنه خراب باشه تعویض نموده اند آخریش همین اردیبهشت پارسال بود فکر کنم اگر به همین منوال ما کم مصرف کنیم تا دو ماه آینده یه بار دیگه کنتر عوض شود آنوقت است که هزینه کنتر و تعویض آن از تمام آب بهای احتمالی مد نظر مدیران بیشتر می شود

لبخند یادتان نرود

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:33  توسط هملت  |