تبليغاتX
بودن یا نبودن آیا مسئله به واقع این است؟

بودن یا نبودن آیا مسئله به واقع این است؟



سریال "بیست و چهار(24)" سیزن اول

 سریالی به غایت خوش ساخت و هیجان انگیزی است

از آن مجموعه هایی است که می توان گفت همه چیزِ درست در زمان درست در مکان درست با نظمی شایان توجه در کنارهم چیده شده و نتیجه اش همان می شود که هر کسی آن را ببیند به دیگران نیز پیشنهای می کند که از دست ندهد

این مجموعه چنان قدرت میخکوب کردن بیننده را به رخ می کشد که نمی دانید دریچه های قلبتان یارای هیجان شما را تا انتهای مجموها خواهد داشت یا خیر!

 

شاید اگر بدانید که این سریال از نظر رکورد از نظر بینندگان  از سریال لاست هم پیشی گرفته و به عنوان سریال شماره یک ایالات متحده شناخته شده بیتشرمتعجب شوید.

نمی توان در مورد آن صحبت کرد ولی در مورد بازیگر اصلی آن یعنی کیفر سوترلند در نقش مامورجک باور حرفی نزد

این بازیگر چنان در نقش خود فرو رفته که بیم آن می رود بعد از سریال هم به این سادگی ها نتوان وی را از آن بیرون کشید!

هر سیزن سریال بیست و چهار که نقل داستانی شورانگیز و متحورانه است در بالاترین سطح قابل بیان آن در طی یک روز کامل بیان می شود یعنی بیست و چهار ساعت کامل.

سیزن اول آن که از ساعت 24 نیمه شب شروع می شود داستان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده است که قرار است رئیس جمهور توسط گروهی فوق حرفه ای ترور شود و مامور جک باور سعی می کند تا از این مسئله جلوگیری کند

مامور جک باور که رئیس سازمان ضد جاسوسی ایالات متحده است از موضوع مطلع شده و درگیر این داستان می شود

این درحالیست که خانواده وی نیز در اختیار تروریست ها هستند و او را مجبور می کنند تا با آنها همدستی کند و او می بایست تروریستها را به محل کنفرانس انتخاباتی ریاست جمهوری ببرد

سازندگان این سریال برای نهایت کسب جذابیت  و میخکوب کردن بیننده بر روی دو نکته تامل بسیار داشته اند.

اول اینکه چگونه سریالی را می توان تا حد نهایت خودش جذاب وغافلگیرانه ساخت؟

دوم اینکه از چه مکانیزم هایی باید پیروی کرد یا بهره جست؟

 

در مورد پاسخ سوال اول درست به هدف زده اند، به  این معنی که موضوع اگر به آمریکا، اگر به ریاست جمهوری آمریکا و از آن مهمتر وقتی که بتوان موضوعی تروریستی و خطر آفرینی نسبت به آن را به نمایش گذاشت به هدف می رسند پس اینگونه بود که ترور رئیس جمهور موضوع اصلی قرار گرفت

در مورد سوال دوم همه چیز بر می گردد به فیلم نامه خوب انتخاب درست بازیگر و کارگردانی فکورانه که از آنها که سرامد این کار در جهان هستند غیر از این انتظار نمی رود.

فیلم نامه ای سرراست که نفس را درسینه چنان حبس می کند که وقتی به خود می آیید از تپش قلب احساس گرما می کنید، مونتاژ مثال زدنی سریال هر ثانیه شما را غافلگیر کرده و از اینکه تا قبل از دیدن این سریال خودتان را یک حرفه ای در پیش بینی هر فیلمی می دانستید در حین تماشا شرمنده می شوید.

بهره گیری از هنرپیشگان نه چندان مطرح سینمای هالیوود ولی خوش چهره و توانایی بازی گرفتن از آنها حکایت از مدیریتی مدبرانه در پشت صحنه دارد

وقتی تعجب شما بیش تر می شود که سیزن دوم را می بینید و به قدرت فیلم نامه نویس درخلق این داستان پی می برید از هماهنگی و پیوستگی بین هر سیزن

افسوس می خورید که اگر فیلم نامه سریال های ماهم به اندازه یک هزارم این فیلم نامه ها بودند شاید کمتر به ماهواره کشیده می شدیم

 از خود سریال بیش از این تعریف نمی کنم تا احیانا اگر خواستید ببینید عنصر غافلگیری آن ازدست نرفته باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 14:31  توسط هملت  |